شمس الدين محمد بن محمود آملي

30

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

باب هفتم در آنكه حركت دو صنفست يكى حركت كل كه از مشرق به مغرب است در شبان روزى دوره واحده بر دو قطب ثابت بر دوايره متوازى كه اعظم آن را معدل النهار خوانند زيرا كه چون آفتاب به آنجا رسد ليل و نهار معتدل شود . دويم حركت كواكب كه آن را در خلاف جهت اولى يعنى از مغرب به مشرق بينند زيرا كه ايشان متحرك‌اند بر دو قطب دايره ديگر مقاطع معدل النهار و آن دايره بروج است و آفتاب به حركت خود رسم آن كند و حركت او در آن بجانب مشرق نه بر موازات معدل النهار است بلكه ميلكند از آن بشمال و جنوب ميل بتساوى . باب هشتم در معرفت اوتار و اجزاى دايره و اين باب مشتملست بر هفت شكل : اول فرض كنيم نصف دايره بر قطر ا د ج و مركز او نقطه د و عمود د ب بيرون آريم و تنصيف د ج كنيم بر نقطهء ه و خط ه ب را وصلكنيم و ه ز را مثل ه ب سازيم و ز ب را وصل كنيم اكنون ميگوئيم كه ز د مثل ضلع معشر است و ب ز مثل ضلع مخمس به جهت آنكه سطح ج ز در د ز با مربع ه د مثل مربع ه ز است اعنى مربع ب ه كه مساوى مربع د ه د ب است . پس سطح ج ز در ز د مثل مربع ب د باشد اعنى مربع ج د پس خط ج ز منقسم باشد بر نسبت ذات وسط و طرفين و ج د ضلع مسدس است پس د ز مثل ضلع معشر باشد و مربع ب د مثل مربع هر دو است . پس او مثل ضلع مخمس باشد كه مرسوم باشد در دايره و چون قطر عددا معلوم باشد هر يك